تبلیغات
ما و مهاجرت - تصمیم برای رفتن

ما و مهاجرت

یک مهاجرت موفق

یکشنبه 27 آذر 1390

تصمیم برای رفتن

نویسنده: سودی   طبقه بندی: درد و دل ها، 

با خودم میگفتم آدم ها چقدر زود عوض میشن منی که یه زمانی همیشه به فکر موندن و ساختن بودم و به قول مادرم که همیشه میگه تا سوم دبیرستان فکر میکرده من میرم قم و طلبه میشم یهو حالا فقط میخوام برم
خرداد ماه بود که یک موسسه پیدا کردم و از اونجایی که نه حوصله و نه وقت پر کردن فرم های مهاجرت رو داشتیم با این موسسه قرارداد بستیم و شروع کردیم به جمع آوری مدارک
تو ارزیابی و بررسی مدارک من و همسرم مشاور به ما گفت بهتره از طریق نیروی متخصص کبک اقدام کنیم و با توجه به امتیازات ما این راه بهتر بود چون تو لیست فدرال هم رشته من یعنی عمران و خانمم یعنی آمار نبود
تقریبا جمع اوری مدارک نزدیک به یک ماه و نیم طول کشید از ترجمه مدارک بگیر تا رفتن به دانشگاه و اخذ ریز نمرات و گرفتن سابقه کار بر اساس فرمتی که مشاور بهمون داده بود
خدا رو شکر همه چی جمع جور شد و فقط موند جمع آوری سابقه بیمه من که گفتن فعلا برای گشایش پرونده سابقه بیمه من لازم نیست چون عطیه اقدام کننده اصلی بود و اونم سابقه بیمه رو گرفت.
فکر کنم 10 مرداد بود که پرونده ما رسید به اداره مهاجرت.

نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.