تبلیغات
ما و مهاجرت - شرح مصاحبه کبک من و عیال 15 نوامبر 2012 در استانبول

ما و مهاجرت

یک مهاجرت موفق

سلام بر تمامی دوستان عزیزم

اینم از شرح مصاحبه من و عیال : در پرونده ما عیال بنده متقاضی اصلی است و رشته آمار 12 امتیازی و منم عمران خوندم پرونده ما تیر ماه 1390 ارسال شد و ما شهریور ماه فایل نامبر کبک گرفتیم و بعد از دریافت نامه تکمیل مدارک و همچنین نامه آمادگی برای مصاحبه برای تاریخ 25 آبان ماه دعوت به مصاحبه شدیم ما هر دو مدرک فرانسه و آیلتس داشتیم فرانسه A2 , B2  و A2 , B1  و آیلتس 6.5 و تمامی مدارکمون هم تکمیل بود از سابقه کار و بیمه و حتی فیش حقوقی هم برده بودیم.

ما 2 روز قبل رفتیم استانبول و خونه یکی از دوستان خوبمون که اونجا زندگی میکنن و از اونجایی که ما 2 دفعه به استانبول سفر کرده بودیم تقریبا با همه جاهاش خوب آشنایی داشتیم ظهر روز قبل از مصاحبه هم رفتیم هتل هیلتون که ببینیم اوضاع چطوره که همین جا به دوستانی که این کارو میکنن توصیه میکنم زیاد نمونن و با کسی حرف نزنن چون ما موندیم و حرف زدیم و عیال  کلی استرس گرفت و اصلا شب نخوابید چون 2 نفر از دوستان اونجا دچار مشکل شده بودن اولی به خاطر مرتبط نبودن سابقه کار با رشته تحصیلی و دومی به علت نداشتن کارت نظام پرستاری که خانم کلیمانس ازش خواسته بود خلاصه اینکه من که از قبولی مطمئن بودم کلی خوابیدم و عیال ما شب زنده داری نمودند.

ما ساعت 2 ظهر وقت مصاحبه داشتیم و ساعت 1 ظهر رسیدیم به هتل و 2 زوج دیگه هم اونجا بودن ساعت 1:30 بود که آفیسر های محترم وارد لابی شدن و هر کدوم رفتن سراغ کار خودشون فکر کنم آفیسر ها اینها بودن : آقای بوآق آقای سیمون خانم کیلیمانس و یک خانم لاغر دیگه که اسمشو یادم نمیاد

ساعت 2:03 بود که آقایSimon Forest  ما رو صدا کرد و بعد از سلام کردن وارد آسانسور شدیم و شروع کرد سوال کردن از من که کی اومدید ؟ و آیا تا حالا اومده بودید استانبول ؟ که منم جوابشو دادم و منم تو دلم میگفتم آقا جان متقاضی اصلی عیاله نه من.

وارد اتاق شدیم و جاهای هر کدوم رو بهمون نشون داد و بعد از معرفی خودش و اینکه برای چی ما اینجا هستیم از عیال پاسپورت ها رو خواست و بعد از چک پاسپورت ها سراغ اصل مدرک دانشگاه رو گرفت و بعد از چک اصل مدرک رفت سراغ سوابق شغلی و شروع کرد از اولین کار عیال سوال کردن و تمامی سوابق کارها رو چک کرد و از اینکه عیال اونجا ها چی کار میکرده پرسید و عیال خودش سابقه بیمه رو نشونش داد که ازمون دفترچه بیمه خواست که خوب ما فراموش کرده بودیم ببریم و البته وکیل محترممون هم گفته بود که لازم نیست خلاصه من بهش گفتم سابقه بیمه ترجمه شده از تامین اجتماعی مدرک قابل استناد و هر کسی که دفترچه داره لزوما بیمه نیست که قبول کرد ولی گفت 90% آدم هایی که بیمه هستن دفترچه دارن و فقط 10% آدم ها دفترچه ندارن که شماها هم جزو اون 10% هستید ولی قبوله.

راستی عیال هم در کار دومش در یک شرکتی کار میکرد که تو کار تولید یک متریال خاص جهت دکوراسیون منزل بودند که آقای سیمون گیر داده بود که این متریال چی هست و کاربردش چیه ؟ که خب ما هر چی توضیح دادیم از نظر فنی نمیفهمید که با کلی تلاش و توضیح که عیال داد بالاخره فهمید کاربرد این متریال چی هست.

بعد از من اصل مدرک تحصیلی رو خواست و بعد از چک مدرک راجع به اولین کارم سوال کرد و منم براش توضیح دادم که تو یک کارخانه صنایع غذایی مسئول ساخت و ساز سیلو های انبار مواد غذایی بودم که کلی براش توضیح دادم که سیلو در ایران چیه و فکر میکرد از سیلو هایی که گندم انبار میکنن میگم که براش شکلشو رو کاغذ کشیدم و گفتم اینه که گفت سیلو های شما در ایران فرق میکنه. و بعد از این ارزش های کبک رو از عیال سوال کرد و رزومه جفتمون رو هم نگاه کرد و سرچ های کاری عیال رو که خودمون نشونش دادیم و عیال و من هر چی که میگفتیم آقای سیمون سرش تو کامیپوترش بود و داشت تایپ میکرد.

در آخر هم بهمون گفت شما قبول شدید و در خصوص کار من توضیح داد که بازار کارش خوبه ولی کد CNP  عیال رو عوض کرد و گفت برای رشته آمار کار زیاد نیست و سعی کن تو این کد رشته که برات زدم دنبال کار بگردی و جفتمون رو هم کد 130 با جمله اولویت بالا که در جلوش اومد در سی اس کیو عنوان کرد.

از مدارک ما نه شناسنامه ها و نه سوابق کاری من و بیمه من و هیچ کدوم از سرچ های خانه و ماشین و نقشه مونترال و خیلی از سوال هایی که ما آماده کرده بودیم رو نپرسید و مصاحبه در جوی کاملا صمیمی و خوب و همراه با خندیدن سپری شد و من فکر میکنم آفیسرها اینقدر رو پرونده اشراف دارن که یه جورایی مصاحبه ما جنبه تشریفاتی داشت.

من به سیمون گفتم اتاق شما خیلی گرمه و ایشون هم آب بهم تعارف کرد گفت بخور مجانیه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

در آخر از تمام دوستان آشنایان، بستگان، همراهان، همسایه ها، همکاران، رفقا اینترنتی تشکرات دارم و امیدوارم همه دوستان منتظر مصاحبه موفق باشند و فقط اینو باید بگم کسانی که زبان فرانسه رو یاد گرفتند و مدارکشون تکمیله با اعتماد به نفس و انرژی مثبت 100% قبولند و جای هیچ نگرانی نیست والا اینقدر این آقای سیمون خوب بود و هیچی از ما نپرسید که خودمون هم گیج بودیم که بعد از 1.5 سال فرانسه خوندن این مصاحبه به این راحتی دیگه چی چی بود.!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

 

نظرات() 
یکشنبه 16 تیر 1392 02:51 ب.ظ
واااااااااااااااااای خوش به حالتون...............آخه من که شوهرم بلد نیست فرانسه حرف بزنه
پاسخ سودی : ممنونم شما هم برای کبک اقدام کردید مگه؟
مائده
یکشنبه 18 فروردین 1392 10:52 ب.ظ
ممنون از اطلاعات خوبتون
پاسخ سودی : خواهش میکنم
پنجشنبه 2 آذر 1391 10:32 ب.ظ
ba tabrik . mosahebe ma ham ba simon bod 2010 dameshgh.
پاسخ سودی : ممنون و چقدر طول کشیده پس
مژده
سه شنبه 30 آبان 1391 10:02 ب.ظ
سلام

ممنون از شرح مصاحبه ، خیلی تبریک میگم .
امیدوارم همیشه موفق و موید باشید.
پاسخ سودی : خیلی خیلی ممنونم مژده جان
همواره شاد و سلامت باشید
پویا
سه شنبه 30 آبان 1391 04:07 ب.ظ
عالی عالی کیف کرددم
نگفتم میترکونین؟؟؟؟؟!!!!!!
مبارک باشه
ایشالله مدیکال
اگه میشه برامون از مراحل بعد از قبولی هم بنویس
مرسی
پاسخ سودی : چاکریم ممنون حتما مینویسم فردا دارم میرم مدارک فدرال رو تحویل وکیلمون بودم
عطی
دوشنبه 29 آبان 1391 12:20 ق.ظ
قربونت برم...این شرح مصاحبت یه جوریه که انگار هیچ حوصله نوشتن نداشتی... به نظرم نکاتی رو می تونستی بگی که خیلی بیشتر به درد خواننده هات بخوره! در هر صورت امیدوارم که همینطور که تا الان همه چیز خوب پیش رفت, به لطف خدا بقیشم خوب پیش بره...<3
پاسخ سودی : خوب عزیز دلم خودت نکاتی رو که فکر میکنی به درد میخوره رو بگو.
ویدا
یکشنبه 28 آبان 1391 11:42 ب.ظ
خوب از این خوان هم بسلامتی گذشتین مونده صبر ایوب واسه مدیکال که امیدوارم از اون خوش شانس هاش باشین و خیلی زود مدیکالتون بیاد .
پاسخ سودی : خیلی خیلی ممنونم ویدا جان
عاطفه
یکشنبه 28 آبان 1391 04:52 ب.ظ
با عرض تبریک فروان و به امید پیشرفت هر چه سریعتر باقی کارها.
پاسخ سودی : ممنونم عاطفه جان
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.